علی اردشیر لاریجانی
چکیده
غالباً دکارت را بهعنوان فیلسوفی که در پایهگذاری فلسفه جدید نقش بسزایی داشت و مسیر تأملات علمی را فراهمتر کرد، مورد ستایش قرار میدهند. در بین آرای این فیلسوف، توجّه او به ریاضیات بهعنوان علمی ...
بیشتر
غالباً دکارت را بهعنوان فیلسوفی که در پایهگذاری فلسفه جدید نقش بسزایی داشت و مسیر تأملات علمی را فراهمتر کرد، مورد ستایش قرار میدهند. در بین آرای این فیلسوف، توجّه او به ریاضیات بهعنوان علمی که تماماً حاوی قضایای یقینی است، از برجستگی برخوردار است که همین التفات ویژه به ریاضیات باعث گردید تا وی به نظریه وحدت علوم، با خصوصیات ریاضی قائل گردد و مختصات اصلی ریاضیات را، «اندازهپذیری»، «ترتیب» و بهکارگیری «روش قیاسی» بیان داشته و اصطلاح «ریاضیات عام» را برای همه دانشها که از این خصوصیات برخوردار باشند بهکار برد. در بین آراء وی، تلقّی او از «بینهایت» نیز متفاوت از اکثر فیلسوفان مدرسی است. وی تصوّر بینهایت را به خلاف گذشتگان، تصوّری ایجابی میداند که در آدمی وجود دارد و بهعکس تلقّی متعارف، تصوّر امر متناهی را از سلب نامتناهی میسور میپندارد که از زبان دکارت تا امروز با چالشهایی همراه بوده است. در این مقاله به نقد و بررسی نظریه بینهایت دکارت میپردازیم و نشان داده میشود کار دکارت شروع خوبی بود اما در دل خود تردّدهای نظری دارد که بعدها در آرای ریاضیدانان به استحکام رسید.