بررسی و مطالعه تطبیقی تفکر نیچه و دیلتای در رابطه با تاریخ

نوع مقاله : علمی -پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان.

3 گروه فلسفه،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه اصفهان

10.22059/jop.2022.345372.1006725

چکیده

قرن نوزدهم، سده‌ای بود که در آن از یک سو، تاریخ با تبدیل شدن به علم، فلسفه را با چالش نسبی‌گرایی تاریخی روبرو ‌کرد، و از دیگر سو، به موجب پیشرفت روز افزون علوم تجربی، فلسفه هدف اصلی خود را - یعنی دستیابی به حقیقت بی‌قید و شرط - از دست ‌داد. در این اوضاع نابسامان که فلسفه را با بحران هویت روبرو ساخته بود، طرح-های نیچه و دیلتای، یعنی جنبش گسترده و متنوع «فلسفه‌ حیات»، به نیروی محرکۀ تجدید فلسفه در قرن 19 تبدیل شدند. در این مقاله، ما به دو پاسخ مشهوری می‌پردازیم که در برابر چالش نسبی‌گرایی تاریخ مطرح شده و نقشی اساسی در شکل‌گیری تعریف مجدد ذات و هدف فلسفه در قرن 19 داشته است. نیچه و دیلتای مفاهیم فلسفه را در تقابل با یکدیگر و به ویژه در مورد رویکردشان به تاریخ فلسفه توسعه دادند. در حالی که نیچه طرفدار گسست ریشه‌ای از تاریخ فلسفه است، دیلتای بر تداوم سنت فلسفی تأکید می‌کند. در ادامه، با بررسی نگرش دیلتای نسبت به موضع ضد تاریخ‌گرایی شوپنهاور و نیچه، به این مهم پی می‌بریم که دیلتای در تبیین نگرش نیچه در رابطه با تاریخ جانب انصاف را رعایت نکرده است و به جای پرداختن به تفکر نیچه، به دنبال توجیه نظرات خود بوده-است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative study and analysis of Nietzsche's and Diltay's thinking in relation to history

نویسندگان [English]

  • Hassan Gheybipour 1
  • ali karbasizadeh 2
  • Mohammad Safian 3
1 University of Esfahan
2 Assistant Professor of the Department of Philosophy, University of Isfahan.
3 Department of Philosophy, University of Isfahan
چکیده [English]

The nineteenth century was a century in which, on the one hand, history, with its transformation into science, confronted philosophy with the challenge of historical relativism. And on the other hand, with the increasing development of the experimental sciences, philosophy has lost its main goal - the unconditional attainment of truth. In this unsettled situation that had confronted philosophy with an identity crisis, Nietzsche and Dilthey's designs, the broad and diverse movement "Philosophy of Life," became the driving force behind the renewal of philosophy in the 19th century. In this paper, we look at two popular answers Which has been raised against the challenge of historical relativism And played a crucial role in shaping the redefinition of the essence and purpose of philosophy in the 19th century. Nietzsche and Dilthey developed concepts of philosophy in contrast with one another, and in particular regarding their approach to the history of philosophy. While Nietzsche advocates a radical break with the history of philosophy, Dilthey emphasizes the continuity with the philo-sophical tradition. In the following, by Examining Dilthey's attitude towards Schopenhauer and Nietzsche's anti-historicist stance, we find that Dilthey was not fair in explaining Nietzsche's attitude towards history and sought to justify his views instead of Nietzsche's thinking.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Nietzsche
  • Dilthey
  • philosophy
  • History
  • Essence of Philosophy
  • Philosophy of Life