بررسی انتقادی «ثبات تغیر» در ربط ثابت به متغیر

نوع مقاله : علمی -پژوهشی

نویسنده

استادیار فلسفه‌ی اسلامی و حکمت معاصر، هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

10.22059/jop.2022.346769.1006732

چکیده

از آن‌جا که صدرا در بحثی چون ربط ثابت به متغیر (و قدیم به حادث) به ثبات تغیر پای‌می‌فشرد، این مسألۀ مهم پیش‌می‌آید که تعبیر متناقض‌نمایی چون ثبات تغیر تا چه اندازه پذیرفتنی است؟ هدف اصلی این پژوهش بررسی انتقادی همین تقریر خاص صدرایی از «ثبات تغیر» در بحث ربط ثابت به متغیر و بحث‌های مشابه است. خواهیم دید شارحان صدرایی در برابر تعبیرهایی چون ثبات تغیر واکنش‌های متفاوتی نشان‌داده‌اند: برخی، هم‌چون علّامه طباطبایی، آن‌را پذیرفته‌اند و برخی، هم‌چون شهید مطهری و مصباح‌یزدی، نه. خلاصۀ نقدهای مطهری و مصباح‌یزدی این است که ثبات تغیر امری انتزاعی و ذهنی است نه خارجی، و به مفهوم مربوط است نه مصداق. ما در ادامه نقدهای مطهری و مصباح را به‌چالش خواهیم کشید: اگر در خارج نوعی ثبات – به‌عنوان نفس‌الامر – وجود نداشته باشد، ذهن ما نمی‌تواند مفهوم ثبات را در مورد آن تغیرهای خارجی به‌کار ببرد. به دیگر سخن، چون ثبات ذهنی بر یک ثبات خارجی دلالت می‌کند، پس در جهان خارج نوعی ثبات وجود دارد و بحث در نهایت پیرامون همان متعلّق خارجی است. در نقد خاص خود بر ثبات تغیّر نیز به ساختار منطقی مبحث متمرکز خواهیم شد و از این راه نشان خواهیم داد که ثبات تغیّر صدرایی نه صرفاً یک پارادوکس بلکه ظاهراً یک تناقض واقعی است. ولی اگر ثبات در تغیّر را، برخلاف فلسفۀ صدرایی، صرفاً به معنای دوام زمانی خارجی به‌شمار آوریم، از دل این تأکّد در تغیّر به‌صورت تناقض‌آمیزی ثابت مجرد بیرون نخواهد آمد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Critical Study of “Constancy of the Change” in the Relationship between the Constant and the Changing

نویسنده [English]

  • Mahdi Assadi
Assistant Professor of Islamic Philosophy and Contemporary Wisdom, Institute for Humanities and Cultural Studies, Tehran, Iran
چکیده [English]

Since Mullā Ṣadrā in a discussion like the relationship between the constant and the changing insists on constancy of the change, this important problem appears that how much the paradoxical expression of “constancy of the change” is acceptable. The main purpose of the essay is to critically study the very Ṣadrian version of constancy of the change in the constant–changing relation and similar discussions. We will see that Ṣadrian commentators have had different reactions to such expressions as constancy of the change: Some, like ʻAllāmah Ṭabāṭabāyī, have accepted it and some, like Muṭahharī and Miṣbāḥ Yazdī, have not. The criticism of Muṭahharī and Miṣbāḥ Yazdī, shortly speaking, is the claim that constancy of the change is abstract and mental property not external one and that it is conceptual not extensional. We will continue to criticize the evaluations of Muṭahharī and Miṣbāḥ Yazdī: if there is not some kind of constancy in the external world as the truthmaker, our mind cannot apply the concept of constancy about the external changings. Finally, we will focus on the logical structure of the discussion in our special critique of constancy of the change to show that Ṣadrian version of constancy of the change is not merely a paradox but seemingly a real contradiction. But, if, on the contrary of Ṣadrian Philosophy, we consider constancy of the change merely as an external time permanence, there will not emerge the non-material constancy contradictorily from this intensity of the change.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Constant-Changing Relation
  • Constancy of the Change
  • Paradox
  • Contradiction
  • Ṣadrian Philosophy