دوره و شماره: دوره 12، شماره 2 - شماره پیاپی 23، اسفند 1393، صفحه 1-146 
تعداد مقالات: 7

بررسی آپُریا در محاوره‌های تعریفی افلاطون

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54160

ملیحه ابویی مهریزی

چکیده مقالۀ حاضر به بررسی این مطلب می‌پردازد که چرا افلاطون در محاوره‌های تعریفی در نهایت به پرسش طرح شده پاسخ قطعی ارائه نمی‌دهد و به اصطلاح این محاورات به آپُریا ختم می‌شوند. به این منظور نخست ریشه­شناسی این کلمه را مورد بررسی قرار می‌دهیم که بنا بر آن مشخص می­شود آپُریا به معنای دشواری است که شخصیت­های ترسیم شده در محاورات در پیدا کردن پاسخ پرسش مطرح شده، بدان دچار می­شوند و در دست‌یابی به پاسخ نهایی راه به جایی نمی‌برند. سپس، به طور اجمالی بررسی می‌شود که آیا آپُریا نتیجۀ شیوۀ بکار گرفته شده، اِلِنخُس، در این گروه از محاورات است یا خیر. در ادامه، امکان‌‌های متعددی در رابطه با تفسیر آپُریا طرح می­شود و مورد بررسی قرار می­گیرد. سرانجام، در تحلیل نهایی بیان می­شود که این وضعیت انعکاسی است از وضعیت فکری و فلسفی یونان که افلاطون آن را در محاوره­های تعریفی منعکس می­کند.

درمان انفعالات از نگاه اسپینوزا و جورج الیوت

صفحه 17-33

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54161

فاطمه بختیاری

چکیده اسپینوزا، یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان غرب، در رسالۀ اخلاق، ضمن تبیین ماهیت انفعالات، درمان‌هایی نیز برای آن‌ها ارائه داده است. جورج الیوت، رمان‌نویس بزرگ قرن نوزدهم و مترجم آثار اسپینوزا، در آثار خود بسیار تحت تأثیر اسپینوزا بوده و البته از اسپینوزا نیز عبور کرده است. در مقالۀ حاضر سعی بر آن است نشان داده شود چگونه الیوت در بحث درمان انفعالات، متأثر از اسپینوزا بوده و در عین حال چه تفاوت اساسی‌ای با او داشته است؛ تفاوتی که باعث می‌شود راه آزادی‌ای را که فلسفۀ اسپینوزا حتی برای خواص نیز دشوار و صعب‌العبور دانسته، تفکر الیوت آن را بگشاید. این نوشتار، به طور خاص، به تطبیق و بررسی مباحث اسپینوزا در باب درمان انفعالات در رسالۀ اخلاق و داستان حجاب پس ‌زدۀ الیوت نظر دارد. اسپینوزا درمان اساسی انفعالات و راه رسیدن به مقام آزادی را کسب معرفت شهودی و عشق عقلانی به خدا می‌‌داند؛ اما به نظر می‌‌رسد الیوت این گذر را ضروری نمی‌‌داند و تبیینی دیگر ارائه می‌دهد.

خود آیینی و اجتماع اخلاقی در فلسفه اجتماعی کانت

صفحه 35-53

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54162

محمد توکل، ابوالفضل مرشدی

چکیده با اینکه کانت نوشته­های قابل توجهی در فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی دارد، آراء وی در این حوزه عموماً در سایه فلسفه نظری وی و نیز فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی هگل واقع شده و بنابراین، کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته است. اما برای درک اهمیت آراء سیاسی و اجتماعی کانت لازم است آراء او در این زمینه در نسبت با آراء پیشینیان وی خوانده شود. در این مقاله قصد داریم فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی کانت را در امتداد آراء ژان ژاک روسو و به ویژه مفهوم «اراده­ی عام» وی مورد بازخوانی قرار دهیم و نشان دهیم که چگونه کانت در جهت تکمیل و بلوغ فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی روسو گام برداشت. در اینجا بررسی خواهیم کرد که چگونه کانت با تأثیرپذیری از روسو، نسخه­ای بنیادین از «خود آیینی اراده» ارائه داد و قانون‌گذار بیرونی را به «خودقانونگذاری» تبدیل کرد و با رفع ناهمسازی­های فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی روسو، فصل جدیدی را در فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی ­گشود.

تقدم فرآیندهای شناختی بر زبان، در فلسفه زبان ملاصدرا

صفحه 55-71

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54163

نرگس زرگر

چکیده در قلمرو بحث «زبان و شناخت» ملاصدرا در خصوص چگونگی کسب علم و حصول شناخت، قائل به یک فرآیند و جریان است، که نفس انسانی در این فرآیند فاعلِ فعال و خلاق است. زبان یا کلام، اظهار و اعلانِ باطن متکلم است. قیام کلام به متکلم قیام صدوری است و نه قیام حلولی. فرآیند معرفتی زبان، در یک قوس نزولی، توسط نفس ناطقه انجام می‌شود. در جهت گسترش نظریه زبانی ملاصدرا، از تحلیل تقریر او نسبت به فرآیند زبان غیر دینی انسان به دست می‌آید: اگر چه او قائل است به این که شناخت پیش از زبان اتفاق می‌افتد، اما معنای آن چنین نیست که این شناخت چارچوب و ساختاری معین و ثابت باشد که به متکلم از پیش تزریق و القاء شود، یا این که زبان فرآیندی درونی با قطع نظر از جهان خارج و اجتماع بشری باشد. افزون بر این، تفسیر صدرالمتألهین از ادراک عقلی به گونه ای نیست که عقل به عنوان پدیده ای متعالی حاکم بر زبان تلقی شود، و این که انسان را منفعل تصور نماید.

نقدهای اسپینوزا بر انسان‌وار انگاریِ خدا

صفحه 73-89

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54164

حمید طالب زاده، حسین صابری ورزنه

چکیده اسپینوزا سعادت شناسی خود را مبتنی بر تصویری غیر انسان‌وار از خداوند می‌سازد و بدین جهت با تشخیص علل گرایش‌های انسان‌وار انگارانه در حوزۀ الهیات و به طور خاص خداشناسی، به نقد چنین خدایی می‌پردازد. مقالۀ حاضر با روش منظومه گرایی مفهومی در صدد بیان نقدهای اسپینوزا بر انسان‌وار انگاری خداست. بدین صورت که مفاهیم اصلی‌ و اشتقاقی‌ای را که اسپینوزا در اطراف این مسئله مطرح می‌سازد، مشخص کرده تا به منظومه‌ای از مفاهیم به هم مرتبط دست یابد و بحث‌های مرتبط با آن‌ها را نظام بخشد. این مقاله نشان می‌دهد که اسپینوزا ریشۀ انسان‌وار انگاری را اصولاً در نقص معرفتی بشر می‌داند. وی با نقد دو مفهوم اصلی «خلق» و «حدوث»، مفاهیم اشتقاقیِ عقل و اراده و حکمت (غایتمداری در فعل) را در این منظومۀ مفهومی مشخص کرده و چنین صفاتی را از جانب ذات ربوبی نفی می‌کند و بدین واسطه اطلاق خیر و شر اخلاقی و انفعالات عاطفی را نیز بر خداوند بی مبنا می‌سازد.

بررسی برخی پیامدهای معرفتی و سیاسی آموزه‌های رورتی و گادامر در باب حقیقت

صفحه 91-106

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54165

محسن محمودی

چکیده در این مقاله، به بررسی انتقادی آموزه­های رورتی و گادامر در باب حقیقت از طریق تحلیل پیامدهای نامطلوب معرفتی و سیاسی آن پرداخته می­شود. رورتی حقیقت را نفی می­کند و آن را صرفاً بیانگر ویژگی جمله­ها می­داند. اما گادامر حقیقت را نفی نمی­کند و آن را به مثابه آشکارشدگی، واقعه­ای می­داند که از دل گفت­و­گو آشکار می­گردد و آدمی به مقتضای سنتی که درون آن پرتاب شده است از حقیقت بهره­ا­ی محدود، سیال و تاریخمند می­برد. با وجود اینکه آموزه­های گادامر و رورتی در تفسیر و پذیرش حقیقت مختلف­اند، اما با پیامدهای مشابه­ای مواجه­اند، و این امر درست برخلاف آن چیزی است که آن‌ها می­خواهند: نسبی­گرایی معرفتی، نفی اصالت عقل، نفی اندیشه انتقادی، امتناع اصلاح­گری، امتناع گفت­و­گو، خشونت و به خطر انداختن آزادی عقلانی.

سطوح، مؤلفه‌ها و کارکردهای دور هرمنوتیکی

صفحه 107-125

https://doi.org/10.22059/jop.2015.54166

اصغر واعظی، اسماعیل قائدی

چکیده مسئله‌ی دور هرمنوتیکی از جمله مسائل بنیادین هرمنوتیک مدرن است که با تقریرهای متفاوتی توسط نظریه‌پردازان این حوزه بیان شده. هرمنوتیک رمانتیک این دور را به مثابه یک اصل روش‌شناختی معرفی می‌کند، این در حالی است که هرمنوتیک فلسفی آن را سیاق وقوع فهم تلقی نموده و ابعادی وجودی بدان می‌دهد. هیدگر معتقد است که دور هرمنوتیکی بازتاب ساختار وجودی دازاین است، گادامر نیز آن را توصیفی از فرآیند وقوع فهم می‌پندارد. هر یک از این برداشت‌ها مستلزم وارد کردن مؤلفه‌های خاصی در چرخه دور است و کارکردهای ویژه‌ای را نیز از آن انتظار دارد. مقاله پیش رو پس از درنگی کوتاه بر برداشت‌ها و روایات گوناگون از دور هرمنوتیکی، کوشیده است تا با رویکردی تحلیلی کارکردها و مؤلفه‌های این دور را در چهار سطح متمایز مورد بررسی قرار دهد. سطح نخست عبارت است از فهم و تفسیر متون بر اساس کارکرد لغت شناختی. در سطح دوم فرآیند بازنگری و اصلاح پیش فهم‌ها و پیش‌داوری‌ها انجام می‌شود. نیل به خود فهمی از کارکردهای دیگر این دور است که در سطح سوم مورد مداقه قرار می‌گیرد. دیگر کارکرد دور هرمنوتیکی، تأثیر در تاریخ اثرگذار است که در سطح چهارم به بررسی آن پرداخته‌ایم.