بازخوانی هرمنوتیکی ساختار سلوک نورانی در سنتهای نوری ایران باستان تا حکمت اشراق سهروردی بر مبنای نظریه گفتوگوی افقها در هرمنوتیک فلسفی گادامر
صفحه 1-26
https://doi.org/10.22059/jop.2026.398673.1006921
هنگامه آل آقا، سید صادق زمانی، سید رحمت اله موسوی مقدم
چکیده نور در سنتهای نوری ایران، مفهومی لایهمند و هستیشناختی است که فراتر از نمادهای آیینی عمل میکند و جایگاه سرچشمهی حقیقت، مسیر سلوک و بستر پیدایش معنا را بهطور همزمان بر عهده دارد. این پژوهش با تکیه بر هرمنوتیک فلسفی گادامر، ساختار سلوک نورانی را در سه حوزهی اندیشهی ایرانی-آیین میترا، حکمت اشراق سهروردی و حکمت خسروانی- بازخوانی میکند و نسبت میان نور، تجربهی سلوکی و افق معنایی را توضیح میدهد. روش کار مبتنی بر تحلیل تأویلی متون فلسفی و عرفانی، مطالعهی نشانههای نوری در سنتهای پیشااسلامی و بررسی نمودهای نور در معماری و نگارگری ایرانی- اسلامی است. نتایج نشان میدهد که این سه سنت، الگوی مشترکی از تحول درونی و گذار تدریجی سالک به سوی نور دارند: در میتراییسم با عبور از منازل هفتگانه، در اشراق با صعود به اقلیم هشتم و در حکمت خسروانی با دریافت فرهایزدی بهعنوان پرتوی قدسی که آمادگی وجودی سالک را آشکار میسازد. تحلیل هرمنوتیکی نشان میدهد که نور در پیوند با منطق «افق» نزد گادامر، مجرایی برای رخداد معنا و مشارکت زنده با سنت است. بر این اساس، سنت نوری ایران میتواند بهمنزلهی سامانهای تفسیری فهم شود که معنا در آن در مواجههی انسان با حقیقت نورانی شکل میگیرد و قابلیت بازخوانی در اندیشهی امروز را حفظ میکند.

